هنگام مواجه شدن با بحران با کودکان خود چگونه برخورد کنیم

 

منظور از بحران ( تصادف، زلزله، آتش سوزی، سیل، طوفان،کودک ربایی، کودک آزاری، مرگ یکی از افراد خانواده، طلاق و...) می باشد. خواندن این مطالب به والدین در مورد در برخورد صحیح با کودکان و مسائل روانشناختی آنان کمک خواهد کرد. بهتر است تمام افرادی که عهده دار مراقبت از کودک هستند از جمله مادر، پدر، بستگان، مربی، معلم و ... موارد زیر را رعایت نمایند.

 

 

فرزندتان را درک کنید
    بزرگ شدن کودکان با نظم خاصی انجام می شود. برای اغلب کودکان دبستانی این نظم شامل حضور والدین، شروع فعالیتهای روزانه، آماده شدن برای مهد کودک یامدرسه، حضور در کلاس و بودن با مربیان و همکلاسی ها، بازی کردن با آنها، برگشت به خانه و ... است. کودکان دبستانی و پیش دبستانی حس تعلق داشتن به خانواده و محیطی خاص را تجربه می کنند. آنها روزهایشان را با انس گرفتن با دنیای اطراف ( در خانه با مادر، پدر، خواهرها و برادرها، مادر بزرگ و پدر بزرگ و یا در مهد کودک با مربی و در مدرسه با معلم) می گذرانند و روز به روز نقش خانواده برای آنها مستحکم تر می گردد و هنگام بهم خوردن نظم طبیعی در زندگیشان دچار ترس و اضطراب می شوند و آنچه در این مرحله تاثیر بسزایی دارد حمایت و کمک والدین و بزرگسالان است.

ترس و اضطراب
    ترس واکنش طبیعی در مقابل هر خطری است که تهدید کننده زندگی و آسایش انسان است.

کودک بعد از مواجه شدن با بحران از چه چیزی می ترسد؟

او از وقوع مکرر بحران، آسیب جسمی و مرگ می ترسد.
او از جدا شدن از افراد خانواده می ترسد.
او از تنها ماندن می ترسد.

والدین باید علت ترس کودک و خیالی یا واقعی بودن آن را جستجو نمایند. گاهی از وقوع حادثه مدت زمان بسیاری گذشته است ولی اضطراب کودک همچنان ادامه دارد.

کودکان قادر به بیان اضطراب خویش نیستند و نمی توانند فکر کنند.
    کودکی که برای محبت، مراقبت و امنیت و حتی نیازهای اولیه مانند غذا و خواب به والدین وابسته است اینک ترس از تنها ماندن و از دست دادن والدین بر او چیره شده است. در هنگام مواجه شدن با بحران حتی کودکان نیرومند و جسور نیز ممکن است با ترس و اضطراب زیاد عکس العمل زیاد نشان دهند. اگر والدین خود نیز بترسند کودک وحشت زده می شود و ترس والدین باعث افزایش ترس آنها می شود و بدلیل نداشتن تجربیات لازم و عدم تشخیص خطرات واقعی دچار نگرانی و آسیب می شوند.

به خاطر داشته باشید که ترس های خیالی نیز به اندازه ترس های واقعی باید جدی قلمداد شوند:
    گاهی کودک ترس های مشابهی را در موقعیتهای دیگر نظیر جدایی والدین، طلاق، رفتن به بیمارستان و مرگ یکی از نزدیکان و یا افراد خانواده تجربه کرده است. والدین باید به اینگونه ترس ها نیز اهمیت داده و به کودکان کمک کنند.

در بالایی طبیعی مانند آتش سوزی، سیل، طوفان و یا زلزله اولین و یا مهمترین وظیفه شما توجه به سلامت فیزیکی فرزندان است:
    در بسیاری موارد در شرایط بحرانی والدین بجای تسکین دادن کودک و توجه به نیازهای عاطفی او به انکار واقعیت و اینکه هیچ اتفاق مهمی رخ نداده است می پردازند و در صورت تداوم ترس متعجب شده و بخصوص اگر ترس کودک موجب بر هم زدن نظم روزانه آنها شوند از کودک رنجیده می شوند. آنچه باید بدانید این است که کودکی که علائم ترس نشان می دهد واقعاٌ می ترسد.

    او تمایلی به برهم زدن آرامش زندگی خود و والدینش ندارد و ترس برای او خوشایند نیست. او بیشتر از هر کس دیگری تمایل به رهایی از ترس دارد و اگر احساس کند والدین ترس او را نمی فهمند احساس خجالت، طرد شدن، عدم توجه و محبت کافی و در نتیجه ترس بیشتر می کند.

اولین قدم برای شما تشخیص و درک ترس و اضطرابی است که کودک تجربه می کند:
    درک والدین از شرایط کودک و حمایت آنها ترس کودک را کاهش داده و از وقوع مشکلات بیشتر پیشگیری می کند. اگر خود والدین با ترس با کودکان برخورد کنند آنها مضطرب تر و درمانده تر می شوند.

توصیه های لازم به والدین:

آنچه برای کودک مهم است با هم بودن خانواده است.

    همه افراد خانواده با هم و در کنار هم باشید. هم از طریق کلامی و هم با رفتارتان کودک را تسکین دهید. او را ترک نکنید،او را به تنهایی، حتی به جایی امن نبرید و برای خرید کردن نیز کودک را با خود ببرید زیرا ترس از تنها ماندن نیز بر ترس های دیگر افزوده شده و موجب بروز رفتارهای چسبنده به والدین می شود. به کودک بگوئید. ما با هم هستیم، هیچ اتفاقی نمی افتد، تو نگران نباش ما از تو مراقبت می کنیم.
    به کودک اجازه دهید تا درباره ترسهایش صحبت کند و شما گوش فرا دهید، فکر نکنید اگر کودک درباره ترس هایش صحبت نمی کند. یعنی نمی ترسد. زیرا برخی از کودکان در، بازی و یا نقاشی ترسهایشان را بروز می دهند. اجازه دهید کودکان از طریق نقاشی و یا بازی ترس هایشان را تخلیه کنند. اگر ترس های کودک غیر واقعی است برای او با زبان کودکانه توضیح داده و به او اطمینان دهید. برخی از والدین زمانی که کودک درباره ترسهایش صحبت می کند به او می گویند ترس ندارد و صحبت نکن. زیرا فکر می کنند با صحبت کردن ترس کودک افزایش می یابد. آنها با این روش از تخلیه احساسهای ناخوشایند کودک جلوگیری می کنند. اجازه دهید کودکان درباره ترسهایشان صحبت کنند. شاید لازم باشد چندین بار صحبتهای خود را تکرار کنید، و صحبتهای خود رافقط به این دلیل که قبلاٌ عنوان کرده اید متوقف نکنید.

فرزندانتان را تشویق به صحبت کردن کنید:
اگر کودک باشما صحبت نمی کند از دیگر افراد خانواده، همسایه ها و یا دوستان کمک بگیرید.
به ترسهای کودکان نخندید. با مسخره کردن و خندیدن به ترسهای کودک نه تنها ترسها کاهش نمی یابد بلکه این کار تنها باعث عدم اعتماد کودک به والدین و اطرافیانش می شود.
به کودک درباره ترسهایش دروغ نگوئید زیرا همیشه دروغ گفتن درباره موقعیتهای ترس آور موجب آشفتگی و دلهره بیشتر کودک می گردد.
ترسهای خود را به کودکان منتقل نکنید زیرا وقتی یکی از والدین از حشرات، حیوانات، تاریکی و ... می ترسد کودک نیز دچار ترس می شود ولی اگر والدین ترس هایشان را کنترل کنند کودک نیز می آموزد علی رغم ترس می توان آن را کنترل کرد.
جلساتی را برای همفکری اعضاء خانواده اختصاص دهید. زیرا با هم فکری همه افراد خانواده ترس کودک کاهش می یابد.
فضای راحت همراه با آرامش برای کودک مهیا کنید ولی به هیچ عنوان او را تنها نگذارید.
گفتن جملاتی چون « من تو را می فهمم» و یا « ترس و احساس تو طبیعی است» به کودک کمک می کند.
بعد از وقوع بحران کودک را در انجام فعالیتهای مربوط به آن شرکت دهید. در برگرداندن خانه به شکل قبل عجله کنید و سریع به زندگی خود مانند تهیه غذا، شستن ظروف، مرتب کردن رختخواب، بازی با دوستان، گردش رفتن و ... برگردید.
سعی کنید در این زمان به نیازهای کودک پاسخ دهید تا مشکلات طولانی تر نشوند.
کنترل خود بر اوضاع را به کودکان نشان دهید.
با خوشبینی برخورد کرده و قوانین و مقررات زندگیتان را برطبق گذشته اجرا نمائید.
اگر کودک بامشکل خواب مواجه شد انعطاف پذیر بوده و نگرانی و اضطراب او را درک کنید.
از تنبیه کردن و یا فریاد زدن بر سر کودکان یا عصبانی شدن از آنها خود داری کنید.
از تنبیه کردن و یا فریاد زدن بر سر کودکان یا عصبانی شدن از آنها خودداری کنید.


مشکلاتی که برای برخی از کودکان بعد از بحران ایجاد می شود:
ترس از تاریکی، تنهائی، موجودات عجیب و غریب مانند هیولا و جن، و دیو...

چسبیدن به والدین و اضطراب جدائی
مشکلات خواب
مشکلات مربوط به توالت رفتن