از کتاب زندگی با عشق چه زیباست

"دکتر لئو بوسکالیا" 

- تنها گوهر ارزشمندی که میتوانیم به بچه ها بدیم آنچه هستیم است نه آنچه داریم.

 

- به جای توجه به جنبه های ظاهری اشیا به عمق و معنویت آنها بیاندیشید.

 

- آنچه با چشم دل دیده میشود لایتناهی و حیرت انگیز و آنچه به چشم ظاهر می آید محدود و کوچک است

 

 


- به کودک باید کمک کرد تا "سن" خویش را پیدا کند , پرورش دهد و از شکوه آن لذت ببرد.

 

-بچه ها را نباید به جرم آنکه از نظر جثه کوچک هستند بی ارزش شمرد و به حساب نیاورد , آنچه در مورد کودک اساسی است فقط با چشم دل دیده میشود.

 

-بخاطر داشته باشید در قضاوت کردن نسبت به کودکان محک سنجش شما چکش و میخ نباشد.

 

-کودک پدیده ئی است شگرف که بسیاری از خصائلش برای ما آشکار وبسیاری دیگر ناپیدا است , بکوشید جنبه های ناشناخته طفل را کشف و بارور سازید .

 

-باید تاثیر محرکات خارجی را کاهش داد تا بتوان روی مسئله خاصی تمرکز کرد.

 

-مافقط جزئی از کل را می بینیم  در فراسوی دید ظاهری دنیای ناشناخته دیگری وجود دارد.

 

-باوجود حصاری که به دور خود کشیده اید , محدودیت ها و مشکلاتی که برای خود بوجود آورده اید معهذا امکان تغییر و تحول همیشه باقی است .

 

-واقعا ظالمانه است که در طبیعت اینهمه تنوع و دگرگونی وجود دارد وشما حوزه دید خود را اینطور محدود و بجای برخورداری از مواهب بی پایان به حداقلی بسنده کرده اید .

 

-پیوسته تلقین کنید که خود را در وضع فعلی با تمام کاستی ها و عادات ,دوست میدارید  و برای خود شخصیت و احترام قائل هستید .

-آنچه واقعا به آن نیاز دارید عنقریب در درون شماست سعی کنید از درون کمال موجود شکوفا شوید.

 

-هر انسانی به خودی خود کامل است .دنیا بی عیب و نقص است شما تنها شمای کامل هستید و تتنها شمای کاملی هستید که سیر معینی را در تاریخ سپری میکنید.

 

آنچه ضروری است تخلیه کردن ذهن از افکار وذهنیات کهنه و دور افتاده است.

 

-هیچ پدیده ای در طبیعت پایدار نیست . هر نهادی در هر لحظه در حال شدن و تغییر است

 

هیچ عنصری دوام ندارد مگر دگرگونی .

 

امنیت و آسایش مادی ضروری نیست امنیت واقعی در درون شماست.

 

-ارضاء نیازهای عاطفی لازم و اساسی نیست ,هرچه بیشتر در صدد تکمیل و برآوردن این احتیاجات برآئید کمبود بیشتری احساس میکنید ,مگرآنکه از درون احساس بی نیازی کنید.

 

-انکار کردن ارزش رنج و درد اشتباه بزرگی است ,رنج را باید تجربه کرد,دردست گرفت ,سپس آنرا رها کرد ,در مقابل, از شادی بعنوان انگیزه تحرک و فعالیت بهره جست .

 

-قسمت کشف نشده وجود شما به مراتب وسیع تر و نامنتهاهی تر از قسمت کشف شده آنست اسیر تفکر هیچ یا همه چیز نباشید , راههای مختلف زندگی را بیازمائید برای هر کس میلیونها شانس در زندگی وجود دارد .

 

-از موقعیت های منفی فرار نکنید بلکه درس بگیرید و به نفع خود از آن استفاده کنید .

 -خود را از قید توقعات رها سازید ,هروقت انتظارات خود را به هیچ رساندید صاحب هر چه بخواهید میشوید.....